close
چت روم
حکایتی عبرت آور، پیرامون ارزش مرثیه سَرائی برای امام حسین(ع)
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 734
کل نظرات : 55

بازديد امروز : 77 نفر
بارديد ديروز : 6 نفر
بازديد هفته : 183 نفر
بازديد ماه : 734 نفر
بازديد سال : 1,782 نفر
بازديد کلي : 150,353 نفر

افراد آنلاين : 1
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
پيوندهاي روزانه
کدهاي اختصاصي

ابزار انتقال بازديد کننده

تالار گفتگوي وبمستران

پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ
جدیدترین خبرهای سیاسی

جدیدترین خبرهای ورزشی

جدید ترین خبر های علمی
جدیدترین خبرهای حوادث

[مرحوم حاجّ ملا علی کنی – فقیه طهران در عهد قاجار - روح فتحعلی شاه قاجار را پس از مردن او، در بیداری در حرم امام حسین دیدند:
مرحوم شیخ محمود بن جعفر میثمی عِراقی در کتاب «دارالسّلام» (در احوال حضرت مهدی علیه السّلام) فرموده‏اند که این قضیه را فقیه بزرگوار حاج ملا علی کنی طهرانی به خط شریفشان [چنین] مرقوم داشتند:
اینجانب در سالهایی که در کربلای مُعَلّیٰ به تحصیل علم اشتغال داشتم، هرگاه در مسئله‏ای دچار تَحَیُّر و اشکال می‏شدم، در هنگام خلوت بودن حرم سیدالشهداء علیه‏السلام، مانند دو سه ساعت به ظهر، به آنجا مُشرَّف می‏شدم و نزدیک ضریح مطهر می‏نشستم و پس از دعا کردن و طلب کمک از حضرت امام حسین علیه‏السلام، در آن مسئله‏ِ مورد نظر، تأمّل و تفکر زیادی می‏کردم و خداوند متعال به باطن آن حضرت و آل او علیهِمُ ‏السّلام اِفاضهِ فیض می‏کرد وبر رفع اشکال راهنمایی مینمود. فَحَمداً ثُمَّ حَمداً لَهُ.
روزی اتفاقا در آن ساعت، حرم مطهر بسیار خلوت بود و اینجانب نزدیک بالای سر مقدس نشسته بودم. ناگهان دیدم خاقان مغفور فتحعلی شاه (اَلبَسَهُ اللهُ حُلَلَ النُّورِ) [= که خدا بپوشاند او را از لباسهای فاخِر نورانی] از در کوچکی که از کنار قبر حبیب بن مُظاهَر علیه ‏السلام به حرم محترم باز می‏شود، وارد حرم شدند؛ مانند آن زمانی که من در مدرسه‏ خان مروی [در طهران، خیابان ناصریّه] بودم و مرحوم فتحعلی شاه برای دیدن مرحوم مبرور آخوند ملا عبدالله مدرّس، به آن مدرسه تشریف می‏آوردند و من مکرّراً ایشان را [در مدرسه مروی] دیده و شناخته بودم. لکن در آن زمان هر چه ایشان را دیده بودم، با لباس متعارفی بودند. ولی این بار که ایشان را در حرم دیدم، با همان لباسی که عکسهای بزرگ ایشان را می‏کشیدند [یعنی لباس پادشاهانه و مُجَلَّل]، مُلبَّس بودند. اطراف دامنهای قبای بلندشان مروارید دوزی شده بود و در هر دو بازو، بازوبندهای جواهر بر روی قبا بسته بودند! با این هیئت و با همان ریش بلند همیشگی، از آن در کوچک وارد حرم شدند و به طرف بالای سر مقدس آمدند و خود را به ضریح مقدس چسباندند و با دستها دعا و زیارتی خواندند و من نشنیدم که چه چیزی خواندند.
سپس بلافاصله به سمت پشت سر مطهر آمدند، تا زیارت حضرت علی اکبر علیه ‏السلام و سایر شهداء علیهِمُ ‏السَّلام را بخوانند، به گونه‏ای که از کنار اینجانب گذشتند و گمان می‏کنم دامن قبایشان به زانوی من [که نشسته بودم] برخورد کرد.
پس از آنکه فتحعلی شاه از جلو اینجانب گذشتند، من ملتفت شدم و به خود آمدم و باز خود گفتم: یعنی چه؟ این چه حکایتی است؟ پادشاه ایران، بر خلاف همیشه، بی‏خبر و بی‏سر و صدا به زیارت حضرت امام حسین علیه‏السلام آمده است؟ نه های و هویی! نه استقبالی! نه جمعیتی؟! من متعجب شدم و برخاستم و با خود گفتم: اکنون می‏روم و با ایشان سؤال و جواب می‏کنم.
هنوز لحظه‏ای نگذشته بود و به اندازه‏ی خواندن زیارت حضرت علی اکبر علیه ‏السلام وقت نگذشته بود، که نزد پایین پای مقدس رفتم، اما فتحعلی شاه را ندیدم! در نزدیک پنجره‏ی مقام شهدا نیز ایشان را ندیدم. از حرم بیرون رفتم، در رُواقی که از ایوان طلا بر آن وارد می‏شوند، دو سه نفر خادم را دیدم که آنها مرا می‏شناختند. ترسیدم که اگر از آنها سؤال کنم که فتحعلی شاه را دیدید که کجا رفت یا نه؟ فکرهای دیگری درباره‏ من کنند. بنابراین از آنها سؤال کردم: شخصی ایرانی با ریش بلند و قبای بلند، که اکنون از حرم بیرون آمد، دیدید؟ خُدّام گفتند: ندیدیم! باز نزد کفشدارهای سمت شرقی آمدم و سؤال کردم. خلاصه از همه‏ی کفشدارهای دیگر نیز سؤال کردم، اما همه می‏گفتند: چنین شخصی را ندیده‏ایم!
اینجانب (= ملاّ علی کنی) زمان این واقعه را به خاطر ندارم، اما همینقدر می‏دانم که این واقعه پس از وفات ایشان (= فتحعلی شاه) واقع شده است! ولی هنوز خبر وفاتشان به کربلا نرسیده بود.
هنگامی که به طهران آمدم، مرحوم حاج ملا محمد نوری که خیلی مقدس بود، نیز [ تأیید کرد و گفت که او نیز روح] فتحعلی شاه را در عالَم بیداری دیده و تاریخ آن را ثبت کرده، و آن تاریخ مطابق بود با تاریخ وفات مرحوم فتحعلی شاه؛ غَفَرَ اللهُ لَهُ وَ لَنا بِالحُسَینِ و آبائِهِ و اَبنائِهِ عَلَیهِمُ ‏السَّلامُ - دارالسّلام عِراقی، ص 361.
لازم به ذکر است که مرحوم عراقی در ص 362 همین کتاب، نیز رؤیایی از ملا ابوالحسن مازندرانی قُدِّسَ سِرُّهُ نقل می‏کند که در آن رؤیا فتحعلی شاه می‏گوید: میرزای قمی (صاحب قوانین الاصول- ره) مرا شفاعت کرد، زیرا وی عهد نامه‏ای بجهت شفاعت، از میرزای قمی گرفته بود (قبر میرزای قمی در قبرستان شیخان قم، مزار اهل معنی است، و قبر مرحوم فتحعلی شاه قاجار نیز در حجره‏ای مقابل ایوان طلای حضرت معصومه علَیهَاالسَّلام، واقع شده است)].

امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 29
[ دو شنبه 13 / 08 / 1392 ] [ 9:49 ] [ محمود گلچوب فیروزجایی ]
آخرين مطالب ارسالي
اجاره نامه خوابگاه طوطیای بابلسر تاريخ : دوشنبه 08 شهریور 1395
با این جوک ها فقط بخندید! تاريخ : دوشنبه 03 شهریور 1393
پیامک های جالب و خواندی! تاريخ : دوشنبه 03 شهریور 1393
طنز/ پول خرد دارید من ماشین بخرم؟! تاريخ : جمعه 24 مرداد 1393
وقت نداریم!!! تاريخ : دوشنبه 23 تیر 1393
طنز یارانه ای!!!!!!!!!!!!!!!! تاريخ : سه شنبه 19 فروردین 1393
استارت تورم در ابتدای سال 93 تاريخ : سه شنبه 19 فروردین 1393
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

درباره وبلاگ

خوابگاه طوطیا بابلسر totia.rozblog@gmail.com
آرشيو
جست و جو

رزتمپ